مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در ولادت امام رضا علیهالسلام
فـارغ مرا ز رهگـذر صبح و شام کن کار مـرا به گـردش چـشـمی تـمـام کن بگـشای صفحهای دگر از دفـتر جـمال بیـتـی فـزون بر این غـزل نـا تـمام کن ای یـادگـار سـاقـی کـوثـر ابـاالـحـسـن گاهی نظر به جـانب این تـشـنهکام کن ای حکـمران کـشور دل با کـرشـمهای زیر و زبر قـرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مـرغ رمـیده را به شکـرخـنده رام کن اینک هـزار دسـت تـمـنـّا گـشوده بـین دست کـرم گـشـاده به رسـم کـرام کـن دارالشّـفای آتش و آب است این سرای ســوز دل مـرا بـه نــمـی الـتــیــام کـن دیری است زآشیانه جدا ماندهای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستـمند و تهیدست و بیکسی از بارگـاه فـیـض رضا تـوشه وام کـن و آنجا که آمد و شد خـیل ملائک است کـنجی گـزین و تا به قـیـامت مُـقام کن |